برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برف میبارید و من
مات و حیران بر سپیدیِ چمن
می شدم غـرقِ تـماشـای جهـان ِ خـویشتـن
بیگمان پوسیده خواهد گشت تن
روزگاری در کفن
*
برف می بارید و باز
غنچه می نالید از سوز ِ اَیـاز
موی اسپیدِ سرم می داد بوی مرگ را
نصف شب من در تقلّا و نیاز
یاسمن در خواب ناز
*
ناگهان آمد ندا
چونکه دادا زین قفس گردد رها
در بهاران پیکرش مانندِ گل خواهد سرود
این طبیعت را بـه فرمانِ خدا
سبزتر از هر صدا
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهد به هیچ شادی
ز تو دارم این غم خوش ، به جهان از این چه خوشتر
تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی
هوشنگ ابتهاج
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
حتی وقتی که ازش متنفری !
#پائولو _کوئیلو
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
یک ساغر مب بردهدم بر لب کشت
هرچند به نزد عامه باشد زشت
سگ به ز من است اگر کنم یاد بهشت
#خیام_ نیشابوری
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی